هنوز مست شب گذشته ام
تو عجب شرابی بودی
+ نوشته شده در ساعت 3 PM  توسط آگر
آخرین پرنده را تشیع می کنند
تابوت کوچکی بر دوش نهاده اند
دعا می خوانند
پیراهن سیاهم را می پوشم
پنجره را باز می کنم
انگشت به آسمان می برم و
فاتحه می خوانم
