تبليغاتX
آگر

آگر

خودت گفتی!

نگو یادم نیس!

گفتی همچی که اون پرنده آخری بخونه

هیچ دیواری باقی نمی مونه و

تموم این پنجره های تنگ زنگ زده

از قداست می افتن!

 

 

 

حالا بهم بگو!

حالا که اون پرنده ی تک و شیکسه زیر گوشت خونده و

دیوارای دور برت رمبیدن

 

بگو   آزادی چه طعمی داره؟

+ نوشته شده در  ساعت 10 AM  توسط آگر  | 

حرف من اینه:

عشقی که با چاقو زدن به درخت سر گذر شروع بشه

خونه ی آخرش بد بختیه!

عاشقم عاشقای قدیم

که اسم طرفو رو تنشون خال کوبی می کردن

نه این که ناخن گیر وردارن

تن درختای بی زبون

به هوای یادگاری پاره پاره کنن!

ار همین‌‌ِ که عشقای این زمونه

هم سن و ساله حبابای آبن!

 

پ.ن: نفرین درختا رو دست کم نگیر!

+ نوشته شده در  ساعت 10 AM  توسط آگر 

بشکنه دست رستم

که خنجر از پشت زدن رو رسم پهلوونی کرد!

بشمار!

بترکه اون چشمی که

 بردن سهراب رو ندید!

بشمار!

قلم بشه اون قلمی که واسه سکه

پهلوون نامه نوشت!

بشمار!

 

 

 

   آهای !پهلوونا!

یه عمر تو زورخونه ها  زور‌‌ بیخود زدین!

نامرده اون کسی که از خجالت این جماعت آب نشه!

 

بشمار!

+ نوشته شده در  ساعت 9 AM  توسط آگر 

 

 

 

می بخشمت داروین. می بخشم

+ نوشته شده در  ساعت 2 PM  توسط آگر