تبليغاتX
آگر

آگر

خاطره ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی.
سر ستیز با آن ندارم.توانش را نیز:
برایم شادی استُ اندوه.

 

در چشمانم خیره شود اگر کسی
آن را خواهد دید.
غمگین تر از آنی خواهد شد
که داستانی اندوه زا شنیده است.


می دانم خدایان انسان را
بدل به شیئی می کنند،بی آن که روح را از او برگیرند.
تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی.


----------------------------------------------------------------------------


پ.ن:تنها یک جاده برایم مانده:تنها یکی:
   از پنجره به پرتگاه.

 

+ نوشته شده در  ساعت 7 AM  توسط آگر 


In school,she has been the closest thing to a girlfriend he ever had.

"Please keep in touch" ,

he said when they graduated.

"yeah.you too,"    she said.


This reunion would be the first time they would talk in five
years.


"Good to see you"
"yeah,you too,"
"please keep in touch"
yeah,you too"

+ نوشته شده در  ساعت 3 AM  توسط آگر