ـ باران که روی روسری ات بارید/طرح فرودگاه/با چارگوشه ها ی طلایی/ بخار شد/همزادهای من همگی گریستند/
باز آمدم به خانه/ و ژرژت معطر را/روی سرودهای گستردم/آهسته خشک می شد/و بوی اشک های تو آهسته می پرید/
خورشید باز گشت/آواز من/عنبر نسیم شد/و سایه ی بلند هواپیما/
از روی آن گذشت...
+ نوشته شده در ساعت 2 AM  توسط آگر