تبليغاتX
آگر

آگر

 

ـ باران که روی روسری ات بارید/طرح فرودگاه/با چارگوشه ها ی  طلایی/ بخار شد/همزادهای من همگی گریستند/

باز آمدم به خانه/ و ژرژت معطر را/روی سرودهای گستردم/آهسته خشک می شد/و بوی اشک های تو آهسته می پرید/

خورشید باز گشت/آواز من/عنبر نسیم شد/و سایه ی بلند هواپیما/

از روی آن گذشت...

+ نوشته شده در  ساعت 2 AM  توسط آگر 

  • همه دارند شوخیهای وودی آلنی میکنند
  • مثل لئونارد کوهن حرف میزنند و مثل هاردی زل میزنند به آدم
  • مثل فاطمه صداقتی شلوغ میکنند و بعد
  • مثل علیرضا خمسه لبخند میزنند
  • -
  • راستش دنبال یک کش سر صورتی میگردم،
  • مثل مال تو برای سرگرمی اون ته کلاس
  • وقتی استادها هم مثل فیدل کاسترو تکراری میشوند
  • + نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط آگر  |