تبليغاتX
آگر

آگر

ساعت را در دست می چرخانی/و میدان ونک هنوز همان جاست(این دو سطر را با خودکار سبز نوشتم/بین خودمان باشد.)

و دوره ی راهنمایی، دختران و پسرانش را /آن قدر در خیابان ها چرخانده/ که نظافتچی سینما ناگهان گفت/که در پشت پرده

دو کبوتر را/خانه داده است سال ها/ راستی وقتی مجسمه را کسی نبیند/در میدان ماندنش دیگر به چه  درد می خورد؟/

(زحمت این چند سطر را هم/خودکار مشکی کشیده،معلوم است).

+ نوشته شده در  ساعت 9 PM  توسط آگر  |