تبليغاتX
آگر

آگر

خود شیفته گی های اصیل استاد،تبسم های عجیب زمانه،لیوان روی میز،مملو از خون سوسمار افسرده،و... نگاه مرد بر

دستان من

/من و حقیقت دیشب همدیگر را بوسیدیم و کنار گذاشتیم/ تو آنوقت کجا بودی؟

سالهای مرموز و ترش گذشت .7 سال تمام بی تو و دستهایت...

&&&

پیشنهاد معصوم یک روسپی زیبا زیر پل

ـ آقا... هی آقا 2 تا / من نگاه میکنم و او خجالت میکشد/

&&&

پ.ن: دیر وقته،برو. ممکنه پدربزگ سر برسه

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط آگر  |