همون عشق افلاطونی بود که هیچوقت اجازه نداد دستم از یقه ی بنفشت فراتر بره.اینبار اگه بیای میزنم زیر همه چی.
<تراز> دیشب بعد از هفت سال باورت کردم. همیشه بالای همین خط سرخم.می مونم.
تلاشی نکردم که یادم بره کی بودم. بزرگوار اگر شما بخواید روزی هزار بار میگم:
- من و مامان و امرسان. همیشه منتظر یه خبرم.پای تلفن... توی خواب.
***
بزرگوار حوصله ی شما رو هم ندارم
+ نوشته شده در ساعت 3 PM  توسط آگر

