به اتاقِ بی فرشی که توش نشستم نگاه میکنم.
یادِ هادیت میافتم. مقصودم زنده به گور ِ. اشکال کار پاکت خالی ِ سیگارمه.اوووووووف تو نمی دونی چرا صدای آقای
پریسلی اینقد شهوت انگزه؟
باشد که در "هچری" های وجودم تخم ِ محبت را رها کنی تا شکوفا شوم و چون ناپلی های تازه رس
به جنبش در آیم و این تن مرده را پر شور و نشاط سازم. یاد ِ تو "اکسیژن" ِ وجود من است که در این آب ِ کدر
هوای تازه میدمد
مثله اینکه زیادی بهت خوش گذشته.انگاری یادت رفته که اعصاب منو گه مال کردی.
نمی خوام زن بگیری.
امروز ِ؟
باید تا 10 شب قیافه ی کپل مهدی مقدم رو بجوم.
آه من از همبرگر متنفرم
با دشمنانم مشکل ندارم ولی از دست دوستان لعنتی ام... به خاطر کارهای آنهاست که شب تا صبح بیدارم و قدم می زنم...
رفتم پیش ِ دکتر
دست کرد تو گلوم
یک کفش در آورد
یک قایق اسباب بازی
یک کفش اسکیت
یک زین دوچرخه
و گفت: << کمی مواظب
خورد و خوراکت باش>>کاری از من ساخته نیست مگر اینکه یک احمق تمام عیار باشم.
که همواره با تمام وجودش به سوی تو کشانده میشود
آه, احمق
از صبح تا غروب
از شهری به شهر دیگر
بدون ذره ای نشانی
دنبال یک پای ظریف و قشنگم
که اندازه ی این کفش بلورین باشد.
از صبح تا غروب
آن را پای ِ هر دختری کرده ام.
هنوز هم شاهزاده را دوست دارم
اما دیگر از پایش متنفرم.
که خود را چون دخترک ِ کوچکی نبینم
که تو تلفن خواهی زد و مرا, برای شام دعوت خواهی کرد
و بعد برای رقصیدن زیر نور ماه
ولی هزاران هزار از این گونه رویاها به حقیقت نمی پیوندند
گردابی که در آن فرو شدم
که خیلی دورم...
این لحظه مال ِ ماست و خاتمه نمی یابد.
امشب با تو می آیم برای خواب دیدن و رویا دیدن
امشب با تو برای رقصیدن می آیم
دارکوبی بود روی شاخه پلاستیکی
نگاهی به من انداخت و گفت:
<< نه دیگه رفیق درخت ها هم دیگه
درخت قدیمی نیستن>>

یه بارم نشد که رو بروی چشمای هم بشینیم. یه بارم نشد که از آرامش سکوت داد بزنه:
ـ سلام فندق کو چولو!
حالا دیگه زیادی دیر شده. ساعته زنگ نخورد اما با این وجود...
******
می تونی "رامک" رو بخش کنی؟ را.. مک..
دلم می خواست با یه مدادِ رنگی خطِ خاکستری بکشم روی همه ی چشمات
رو سرای خرمنیت ...
چیز زیادی بود؟! فقط یه دونه بارون!
خیلی خراب شدیم. حالا باید حواسم باشه که زبونم لای تله موش گیر نکنه.
بوی لجن می ده نگات.نمدونم چرا؟!
ـ از مد افتادی عزیزم...
********
سلام عشق ِ من!
قند ـ قند ـ قند ـ قند
پای حرفات انگشت بزن.باید قسم بخوری که برنمیگردی
شبا اینقدر گریه می کنم که فکر میکنی دروغ می گم...!
من که چیز ِ زیادی ازت نخواسته بودم
من که نمی خواستم بغلم کنی.
بچم درد داره. ۲ هفته ای میشه. <حامله ام>
اذیتم میکنه.
لگد میزنه...
از بوی دهنت بدم میاد. بوسم نکن
برو
برو مثلِ همیشه بخواب
کمرت خوب می شه.
اصلا هم به این فکر نکن که من حامله ام و بچه ام لگد می زنه.
می خوام برم. می سپارمش به تو
به توی بی صاب!
*منم همینطور!!
ـ قند ـ قند ـ قند ـ قند
...
بار ِ گردنت زیادی سنگین شده.
باید ببرمش.
ساتورم رو بیارید
********
قژ ... قژ... قژ...
دیگه تموم شد
دیگه همه چی تموم شد
فقط... بچم رو چیکار کنم؟
دو دو دو دو دو دو
بدوم؟
ـ پس فردا کورتاژ می کنم.
امشبم باز تو دیونم کردی
من یک آدم عقده ای هستم .یک عقده ای ِ بی سواد.
من جیش دارم.بعضی وقتام گریه می کنم.
من یه خودکار دارم. تو چی؟
من عقدا ای ام.
(( امروز رفتم "پاساژ". هر چی بلوزو کرست بود خریدم.
پشت چراغ قرمز صدای ظبطم رو تا 28 بلند کردم. ردش کردم.
رسیدم.
با کفش میرم تو.
با مانتو می خوابم... تا فردا صبح))
من عقدهای ام...

دیگه وقتشه که بری و تنهام بذاری
دلم برات تنگ نمی شه
باید راحتم بذاری
یک ساله دارم تحملت می کنم.
من دروغ میگم.کاش می فهمیدی...
باخ رو دوست دارم.توله سگم رو...
اما تو رو نه... sorry
دست از سرم بردار.وقتشه که یه شعر قافیه دار بنویسم...
_Did you belive God?
...
دیگه وقتشه باید بپری از... از همین بالا
از بالای طبقه ی هفتم!
تا 3 میشمرم زیاد معطلم نکن
1..
2..
3...
*******
خوب شد که راحتم گذاشتی.تنهایی رو دوست دارم.
مرسی عزیزِِ ِ مهربون

تو چی؟