![]() Photo by Aidin |
جندههه تنها که تو برف راه میره، خدا روش کلیک میکنه... جندههه، بعدش هدفونشو تو گوشش فشار میده، غافل از اینکه عاقبت همهی امور دست خداست... خداهه، اما بازم کلیک میکنه... □ جندههه، یه کم که میگذره دستاشو از رو گوشش بر میداره اما، از آسمون صدای همون آهنگه مییاد سرش و بالا میبره و دهنشو باز میکنه تا... خدا اما، برف میباره... جندههه، شنیده بود که خدا هم، بیکار که میشه، به کاهدون میزنه اما هیچوقت فکر نکرده بود که یه کاهدون، میتونه در عین حال تا زانو هم تو برف بره... خدا، کنترلو گرفته و هی سی، وی میزنه... □ □ خداهه، بلده... بلده بذاره جندههه تو خماریش بمونه بعد گندش که داشت در میاومد، بگه خودتم داشتی حال میکردی... جندههه، میدونه خداهه بلده میدونه همهی اینا سیابازیه میدونه برف هم، اگه خدا بخواد، سیا میشه... □ □ □ خداهه، اسکیپ میزنه... جندههه، مث جندهها میزنه زیر خنده بعد با نوک زبونش، لباش و خیس میکنه و خودشو پرت میکنه تو برف... جندههه، دپ میزنه، مث جندهها دپ میزنه... □ □ □ □ خداهه، دپ میزنه، مث جندهها دپ میزنه... جندههه، تنها که تو برف راه میره، زودتر میرسه... |
![]() Photo by Aidin |
رابرته یه توله سگ میخواست. فقط همین... ... که وقتی گربهها دستشو لیس میزنن، بهش فک کنه و بزنه زیر همهی علاقهاش به گربهها. طوری که گربهها فک کنن از اول بز آفریده شدن... ... رابرته هیچ وقت سگه رو نخرید. مطمئن بود این جور بهتره. مخصوصاً از وقتی که فهمید گربهها عاشق رابرتیان که دلش یه توله سگ بخواد... |
ببینم اگه شما جای من بودید و طبق عادت هر روز یه سری چرندیات داخل وبلاگتون می نوشتید و یه روز مثل امروز من ٬ به پیسی می خوردید ( منظورم همون بی سوژه ایه) چکار میکردید؟ لطفا" نفرمائید که خفه خون می گرفتیم . این حرفا از شما بعیده !
دو
من چند پست قبل به شکلی خیلی تند به یکی از این وبلاگ نویسهای پر افاده توپیدم . اتفاقا" لینک این عزیز از مدتها پیش در ستون لینکهای من هست. حالا یک دوست خوب به نام آرمان سر من داد کشیدند که پدر بیامرز اگه راست میگی پس چرا لینکشو بر نمی داری؟ خب آقائی که شما باشید باید بگم همه لینکهائی که من در اینجا گذاشتم دلیل بر تائید اونا از طرف من نیست و فقط برای احترام به آرا و نظرات مخالف و موافق در اینجا اومده . خیلی هم از وبلاگها هستند که من دوستشون دارم و همه روزه به اونا سر میزنم مثل همین وبلاگ آرمان خان ٬ ولی چون موضوع مطالب ایشان بیشتر احساسی و یه مقدار هم عاشقانه است فکر کردم شاید هماهنگی خاصی با بقیه لینکها نداشته باشه و در اینجا نیست.
سه
خودمونیما میشه همین جوری هم صفحه رو پر کرد ها!!!
Dearest Al,
It was a great surprise for me to see your mail! I was quite excited when I saw your name.
My brother is seating beside me! He said, how soon he had been missing you! He must be nice guy!
Thanks for your care, and I did miss you too!
Last night on the way, the driver put on a movie that Joseph were playing in it. All they way I was seeing you in front of me, while I was watching that movie.
Tomorrow I'd be going to football with my pa' and brothers! They go playing with the family guys’ team!
Ok, gotta go, write back soon,
Love,
Queen
خانم ها! آقایان!
نگران نباشید آرتوپدی لازم نیست!
فقط قلبم شکسته است...!
دیروز از ارتفاع 6 هزار پایی از چشم کسی افتادم



